تبليغاتX
loveing

عکس(love)

 
 

اگه زحمتی نیست یه توکه پا برین ادامه مطلب

البته اگه زحمتی نیست




ادامه مطلب
چهارشنبه هشتم آبان 1387 |

بخواب ای نازنینم

مهربانم

دلنشینم

منم من عاشقت

آرام باش ای بهترینم

من اینجا مست مستم

مست و بی پروا

شبانگاهان منم گرمای عشقت را درون بسترم خواهان

همان شبها که من مست حضور تو

نیاز تو

دو چشم دلنواز تو

خیابان را چو مستان نعره زن طی می کنم شاید تو را در حاله ای از نور من

دیدم

ولی ای کاش می بودی و من نعره زن از مستی عشق تو اینجا باز در کنج قفس

رویا نمی چیدم

من امشب وحشی ام ساقی

ز می ، از عشق، از بازی نامردان این دنیا

ز بدگویان که می گویند در دل من هوسبازم

تازه نمیدانند

من مستم

من اما غرق جرمم

پی از شب بر سر دارم

آری من مستم هوسبازم عطش دارم

عطش عشق تو امشب در دل می در شراب بی حضور تو وجودم را کمین کرده

کاش امشب ساقی لبهای تو یا گرمی دستان تو در دل این مجرم عاشق کمی غوغا

به پا می کرد

من اینجا کنج زندان پر عطش پر عشق یا دیوانه ام این را نمی دانم

فقط میدانم ای تنها حضور بی حضور

ای که آغشته به تو دستان افکارم

در این دنیای پر رنگ و ریای بی نفس بی عشق بی پرواز

با دل با نفس با عشق با پزواز

تو را من دوست میدارم



دوشنبه ششم آبان 1387 |
حسادت میکنم به رنگ دیوار٬وقتی که اتفاقی سایش بدنت به پوستش را حس میکند.

حسادت میکنم٬به آفتاب وقتی با نوازش آرام پوستت به تو گرمی میبخشد

حسادت میکنم به برگ گیاه وقتی در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش او را هیجان زده و بی تاب و چرخان میکند

وحسادت میکنم به مادرت  وقتی چند لحظه قبل از خواب به یاد تو لبخند میزند

به تختت که همه روزه به هم آغوشی شبت پریشان وبهم ریخته است

و به فرش که چند تار مویت را میان پرزهایش نگه می دارد

به آینه ات که همیشه و هر روز گرمی نگاهت را حس میکند

به کوچه ات٬درختان باغچه ٬چشمانت و به خودت وبه خدایت و به این قلم که از تو نوشت



دوشنبه ششم آبان 1387 |

امشب تمام آینه ها را

صدا کنید. گاه اجابت است رو به سوی خداکنید. ای دوستان آبرودار در نزد حق، درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید

با تسليت ايام شهادت مولاي متقيان در مناجات شبانه شبهاي قدر را التماس دعا دارم

امام علی



یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 |
در آن لحظه که زنجیرهای سکوت در هم شکست
در آن لحظه که گرمای وجودت را حس کردم
تو , مرا نمی دانستی
اما ...........
من از دور می فشردم دستانت را
درد و دل کردن با تو را به هزار لحظه شادی نخواهم داد.
شاید تو در همهمه صحبت با دوستانت بودی
اما...... من در آرامش خیالم در سخن گفتن با تو
زمزمه می کنم..
آهای.........
می شنوی صدایم را
فریاد خواهم زد. رو به دریا. بالای سر کوه,
این منم که به سوی تو سرازیرم
ببین مرا
اگر این بغض امانم می داد
زمزمه می کردم برایت,..........
التماس را ببین
رو به رویت ایستاده ام و فریاد می زنم اما...........
مرز فاصله نگذاشت ببینی صدایی از من
آرام می گویم, آرام فریاد می زنم.
آه.................
فاصله را ورق خواهم زد.
زمزمه می کنم, ببین مرا, رو به رویم ایستاده ای
شگفت نمی بینی مرا,
بغض گلویم را رها کرد
حال گریه امانی برای سخن گفتن با تو را نمی داد
سخن گفتی:
از چه پریشانی
بگو , بگو , می شنوم تو را
گفتم:دریا شو ,..............
شنا خواهم کرد در وجودت ,
خورشید شو  و من نور  آسمانت

و من ..... آرام شوم.



شنبه سی ام شهریور 1387 |

(love)

 
 

007.gif

 

 




ادامه مطلب
جمعه بیست و نهم شهریور 1387 |

(love)

 
 

پنج ِ وارونه چه معنا دارد ؟
خواهر کوچکم از من پرسید
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت
روی دیوار و درختان دیدم
باز هم خندیدم
گفت دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه
پنج ِ وارونه به مینو میداد
آنقدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم
بعدها وقتی غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان میفهمی
پنج ِ وارونه چه معنا دارد ....



جمعه بیست و نهم شهریور 1387 |

بذار خیال کنم هنوز ترانه ها مو میشنوی

هنوز هوامو داری و هنوز صدا مو میشنوی

بزار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم

اگه تموم قصٌمون - هنوز ترانه سازتم

بزار خیال کنم هنوز پر از تب تاب منی

روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی

دوباره فال حافظُ .....دوباره توی فالمی

بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی



جمعه بیست و نهم شهریور 1387 |

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي

 عاشقانه



یکشنبه هفدهم شهریور 1387 |

(love)

 
 


یکشنبه هفدهم شهریور 1387 |